جمعى از نويسندگان

26

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

و در جاى ديگر مى فرمايد : انبياى عظام ( ع ) از آدم تا خاتم تشريف آوردند . . . براى اين كه پرچم توحيد را و عدالت را در بين ملت ها بر پا كنند . پيامبران ، تمام پيامبران در طول تاريخ اين طور نبوده است كه فقط يك ناصحان باشند ، بلكه آن ها براى تهذيب اخلاق مردم به گفتار ، به كردار ، به عمل ، به فعاليت مأمور بودند . و خداى تبارك و تعالى آن ها را براى اين كه انسان ها را بسازند . . . ، مبعوث فرموده است . ( صحيفه امام ، ج 17 ، ص 98 ) - اگر آرزوى همه ى عارفان درك محضر حضرت ولى عصر ( عج ) است ، مأموريت آن حضرت پس از ظهور چيست ؟ آيا چيزى جز حاكميت بخشيدن به احكام الهى و گسترش عدل و داد است ؟ - اگر توحيد ، اصل اول عارف است ، حاكميت سياسى هم ، شعبه اى از توحيد است ؛ چرا كه خداوند نمى تواند در تخت پادشاهى بنشيند و حكم براند و پيامبر ( ص ) و حضرات ائمه ( ع ) ، از دنيا رفته اند و امام دوازدهم نيز در پرده ى غيبت است . پس تكليف اجراى تكاليف الهى چون حكم جهاد ، بر عهده كيست ؟ - نبايد فراموش كرد كه على ( ع ) كه شب ها سر بر سجده مى گذاشت ، حاكم بر روم شرقى تا شبه قاره هند بود و قيام حسينى در برابر يزيد و يزيديان را ، امامى به وجود آورد كه تازه از دعاى عرفه فارغ شده بود . - چراغ عرفان به درد سير در ميان خلق مى خورد ؛ چرا كه ظلمت حقيقى اينجاست نه جاى ديگر . ظلمت فيزيكى با چند ساعت انتظار به سر مى آيد و خورشيد طلوع مىكند . مصيبت بزرگ ، سياهى دلها است كه ممكن است قرنها به طول انجامد . - اگر حاكم اسلامى بايد مقتدر باشد ، مگر بدون تكيه بر قدرت توحيد مى توان اقتدار يافت ؟ و قدرت توحيدى مگر در اختيار غير عارف است ؟ توحيد افعالى و اعتقاد به اين كه زندگى و مرگ ، نفع و ضرر و . . . همه به دست خداست و نيز شجاعت و توكلى كه مولود آن بينش توحيدى است ، كجا مى خواهد به درد بخورد ؟ - عارفى كه به وظايف خود در قبال همسر و فرزندان قيام نكند و خانواده ى خود را به عنوان تشكيل دهنده جامعه ، و جامعه را به عنوان عامل تأثير گذار در تربيت افراد و خانواده ها ، اصلاح نكند ، چگونه عارفى خواهد بود ؟ اگر تربيت ، دغدغه اصلى عارف است و محيط خانواده و اجتماع ، در تربيت انسان نقش اساسى دارد ، پس چرا نبايد عارف به فكر اصلاح جامعه باشد ؟